وارد روستا میشویم و پس از خرید در روستا و صرف ناهار در بالای ده، ساعت 2:30 بعدازظهر مسیر خود را در در کنار رودخانهای که از دره زیر خشچال سرازیر میشود آغاز میکنیم. البته طبق نقشه نباید از کف دره حرکت کنیم اما به توصیه روستائیان مسیر کنار رود را انتخاب کردیم که البته بعد از طی مسافتی متوجه شدیم که برنامهریزی خودمان دقیقتر بوده است. از رودخانه عبور میکنیم و در دامنه غربی دره شروع به ارتفاع گرفتن میکنیم تا به مالرویی در زیر یال غربی دره برسیم. از اینجا دریاچه و روستای اوان در جنوب و قله خشچال در شمال شرقی ما به خوبی نمایان هستند. دامنه کوه سرسبز و مملو از انواع گلها و گیاهان کوهی، بخصوص ریواس است و هرچند در این فصل ریواسها پیر شدهاند اما هر چه بالاتر میرویم ریواسهای جوانتر دیده میشوند و ما را بیبهره نمیگذارند. حدود ساعت 6:50 به چشمه آبی میرسیم که در کنار آن چادر عشایر واقع شده است. البته به جهت زیبایی منطقه و عکاسی دوستان، مسیر به کندی طی شد. ارتفاع چشمه از سطح دریا حدود 2650 متر است و ما در حدود 11 کیلومتر از مسیر را طی کردهایم. شب را در نزدیکی چشمه میگذرانیم. حدود ساعت 4 صبح مه و باران شروع میشود و ما تا ساعت 9:30 منتظر باز شدن هوا میشویم. هوا هنوز ابر است ولی باران نمیبارد و گروه پس از صرف صبحانه به مسیر خود ادامه میدهد. مسیر لطافت خاصی دارد و ما در مالرویی در میان گیاهان کوهی حرکت میکنیم. در سمت شرقمان و در درهای که از زیر قله خشچال شروع میشود آبشاری سرازیر است که آب آن به دره اصلی که ما در بالای آن قرار داریم میریزد. چند چشمه و جویبار کوچک را پشت سر میگذاریم تا به انتهای دره برسیم. اینجا در زیر گرده سمت غرب خشچال محل آغل گوسفندان است که البته هنوز به اینجا نیامدهاند. ساعت 1:40 است. پس از صرف ناهار برای دور زدن کوه به سمت گردنه حرکت میکنیم که ناگهان هوا خراب میشود و به خاطر مه شدید و رعد و برقهای خطرناک به اجبار پایین آمده و در همان محل آغلها مستقر میشویم تا هوا صاف شود اما تا نزدیکیهای غروب همچنان باران و مه ادامه دارد و ما مجبور میشویم شب را همان جا بمانیم. ارتفاع حدود 3100 متر است. چهارشنبه صبح است و هوا صاف، ولی زیر پایمان روستای اوان در مه غلیظی غرق شده. ساعت 7 حرکت از سر گرفته میشود و مسیر تا ارتفاع 3300 متری بالا میرود تا به روی گردنهای برسد. آن طرف هم چند دره دیده میشود که همگی یکی میشوند و دره اصلی در امتداد شمال غربی به پیش میرود. برای رسیدن به ابتدای دره باید کوه را دور زد. هنوز برف زیادی بر روی دامنهها موجود است و همین باعث کندی حرکت میشود. به سمت روستای میج حرکت خود را ادامه میدهیم. چشمهای از دل یک تپه به پایین سرازیر است که پس از پیوستن به رودی که از دره منتهی به زیر قله خشچال میآید، در بالای روستای میج آبشاری زیبا را پدیدار ساخته است. پس از صرف ناهار در کنار آبشار از میج خارج میشویم. البته جاده خاکی تا اینجا آمده است ولی ما مسیر را به سمت روستای گیری و البته در مهی غلیظ، پیاده ادامه میدهیم. شب را در جایی نرسیده به گیری سپری میکنیم. برای رفتن به جواهرده باید به گیری رفته و سپس به سمت شمال غربی حرکت کنیم ولی به خاطر بارانهای دو شب قبل از برنامه عقب افتادهایم و وقت رفتن به جواهرده را نداریم. صبح هنگام پس از پشت سر گذاشتن گیری به جاده آسفالت میرسیم که از آنجا با یک نیسان خودمان را به چابکسر رسانده و راه بازگشت به اصفهان را در پیش میگیریم.





